ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

دارم برگه صحیح می کنم

به نظر من تصحیح برگه از کار توی معدن هم سخت تره

چون با چشای خودت می بینی که اونهمه جون کندن بی نتیجه بوده

حسی شبیه زنده به گور شدن

کاش همه اونایی که امشب با نفرت از من اشکی ریختن یا پکی به سیگار و قلیون زدن یا لگدی به بطری خالی دلستر تلخشون می دونستن که کام من الان از همه اونا تلخ تره

دارم برگه صحیح می کنم

تک تک برگه ها رو بو میکشم چون بوی بچه هامو میده

برگه دخترا بدون اینکه اسمشونو بخونی معلومه چون جای انگشتای کرم پودری روش مونده و نشون میده که صبح امتحان هم براشون مهم بوده خوشگل به نظر بیان

شرط می بندم نصف پسرا صبحانه نخورده اومده بودن سر جلسه چون حوصله نوشتن اسمشون رو هم نداشتن

آخه پسرا عادت دارن صبح یکی یک لقمه بده دستشون تا یادشون بیوفته گرسنه شونه

مثل پسر خودم که امروز نون شیرمال و کره داشت تا یادش بیاد دستایی هست که با عشق براش لقمه میگیره

زیادی عشقولانه شد سبز

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط آفرو نظرات ()


Design By : Pichak