ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

سه شنبه دوتا دانشجو بدجوری زیراب خودم رو پیش خودم زدن

آخه نمی فهمم این بچه ها وقتی استاد رو اصلا نمی شناسن را انقدر پشت سرش حرف می زنن؟

دوتا بچه عین دسته گل اومدن می گن می خوایم با فلان استاد برداریم کلاسش پره

گفتم خوب با فلانی (خودم) بر دارید

گفتن نه

گفتم چرا

میگن آخه آمار قبولیش خوب نیست

میگم بچه ها اون آمار قبولی شماست نه خانوم ...

میگن آخه بچه ها میگن سخت گیره

گفتم به هر حال کلاس اونی که می خواین پر شده امکان افزایش ظرفیت هم نداریم

گفتن حالا ما چیکار کنیم؟

گفتم هیچی عین بچه های خوب فردا می رید سر کلاس ...

دیروز طفلکا اومده بودن خیلی مودب و متین نشسته بودن سر کلاس

خوبه بچه های این دوره زمونه خوب رو دارن من اگه همچین کاری می کردم حتما حذف می کردم  نیشخند

نمی دونم تازگی من زیاد تو دفتر گروه هستم یا این بچه ها زیاد سوتی می دن؟ متفکر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ توسط آفرو نظرات ()


Design By : Pichak