ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

یکی از بچه هام  (یه پسر خیلی شیطون و درس نخون که یکسال پیش با من یک درسی داشت) تو راهرو منو دیده زده زیر خنده

میگم چیه ... چرا می خندی

میگه دیشب خوبتون رو دیدم

گفتم خدا رحم کنه چه خوابی برام دیدی؟

گفته به خدا استاد به خدا خوابتون رو دیدم

گفتم چی؟

گفت خواب دیدم دارم امتحان می دم ، داشتم تقلب می کردم یک  دفعه از پشت اومدی محکم خوابوندی پس سرم نیشخند

گفتم خوبه معومه هنوز ازم می ترسی شیطان

قابل توجه افسانه خانوم از خود راضی

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۸ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط آفرو نظرات ()


Design By : Pichak