بوی کاغذ رنگی

امسال بدجوری داره بوی عید میاد

کیف و کفش نو خریدم

مانتو و شلوار دوختم

سبزه هام روز به روز دارن بیشتر و بیشتر قد می کشن

درختا جوونه زدن

گلای پامچال باغچه گل های رنگی رنگی دادن

بوی بهار میاد

دلم می خواد موهامو دم موشی ببندم و دامن قرمز چین چین بپوشم با بلوز سفید ، کفش عروسکی قرمز با اون جورابا که بالاش تور داره و بعد با همه این لباسای نو وسط اتاق دراز بکشم و تخم مرغ رنگ کنم

بی خیال مامان که داره حرص می خوره مبادا لباسم خراب بشه

بی خیال بابا که از رنگ بازی خوشش نمیاد

شاید روبان یک طرف موهامو باز کنم ببندم به سبزه ها

اینجوری خوشگل تره

به به بوی شیرینی خونگی میاد

بوی خوب ماهی دودی وسط سفره ی عید...

/ 3 نظر / 6 بازدید
افسانه

وااای یادمه، منم موهامو دم گوشی میبستم [نیشخند] عیدها هم مامانم بدون استثنا یه سارافون پشمی رو با یه شلوار جین یا مخمل ست میکرد. زیرش هم یه بلیز با دم استین توری یا چین دار و کفشای عروسکی ورنی ... آخی کودکی کجایی که یادت به خیر [رویا]

افسانه

با عرض پوزش دم موشی* [خنده]

کوتی

خوشحالم که بوی عید رو حس کردی [قلب] ولی نمیدونم چرا من امسال اصلا حسش نمیکنم [نگران][ناراحت]