مهمون

یه بار گفته بودم از اینکه مهمونم توی خونه ام از خودم راحت تر باشه بدم میاد

اون بنده خدا دوباره مهمونمون بود

موقع رفتن جورابش گم شده بود! قهر

بهد یک ربع گشتن خیلی پیروز مندانه اومد گفت پیدا شد!

گفتیم خوب کجا بود؟

فرمودن گذاشته بودم رو شوفاژ افتاده بود پشتش خنثی

/ 1 نظر / 6 بازدید
افسانه

[خنثی] عجب آدمیه! خوبه ننداخته تو کشوی دراور