سرطان

قدیما که تخته ها گچی بود چندتا خوبی داشت چندتا بدی

خوبیش این بود که هم خوش خط تر می نوشتی هم اینکه در مواقع ضروری می تونستی به طرف هدف مورد نظر گچ پرت کنی شیطان

بدیش هم این بود که اولا وقتی از در دانشگاه می رفتی بیرون با گچکار و بنا هیچ فرقی نداشتی و دوما اینکه آخر سر سرطان ریه می گرفتی از بس پودر گچ تنفس می کردی

 

حالا که تخته ها ماژیکی شده

نه می تونی خوش خط بنویسی

نه می تونی پرتش کنی (چون اگه خطا بره ممکنه به قیمت چش و چال بچه مردم تموم بشه)

به جاش تر و تمیزی

و البته این شانس رو داری که سرطان پوست و خون بگیری!

انگار ما محکومیم که حتما سرطان رو بگیریم یول

/ 4 نظر / 2 بازدید
کوتی

یه کلیپ خیلی جالب دیدم از پرتاب گچ توسط استاد یعنی معرکست بقدری دقیق و زیبا پرتاب کرد (جریان این بود که دوتا از پسرا از پشت سر یکی از همکلاسیهاشون رو اذیت میکردن و ازش فیلم میگرفتن , استاد هم رو به تخته بود , بعد یهو طی یک عملیات ژانگولری به زیبایی هرچه تمام تر گچ رو پرتاب کرد) [قهقهه][دست]

کوتی

ولی تخته گچی کیف بیشتری داشت ما زنگای تفریح تخته پاک کن رو خیس میکردیم و کل تخته رو تمیز میکردیم وای که چه کیفی میداد [هورا] یکسری گچ مرغوب که نرم بودند در رنگهای مختلف میخریدیم و میذاشتیم پای تخته و آخر زنگم مبصر همشونو جمع میکرد تا بچه ها الکی حرومش نکنن[رویا]

کوتی

لینکشو ندارم [ناراحت] بعدشم از یه مشت بچه دبستانی چه توقعی داری تو ؟ خوب بچه بودیم و عشق مثبت بودن [فرشته]

Afsaneh

همانطور که قبلا هم گفتم معلمی شلغ انبیاست [پلک] به خدا...