آدما

یه زمانی همه چپ و راست منو کچل کرده بودن که چرا ازدواج نمی کنی؟

همش می گفتن حیفه و شما که انقدر همو می خواید چرا یه فکری نمی کنید و از این حرفا

اون وقتا دلم خوش بود به همین حرف ها و دوستی ها

می گفتم به به ببین چقدر رفیق شفیق دارم

خیلی هاشون وقتی گفتم همه چیز درست شده جیغ و هورا کشیدن و اشک تو چشاشون جمع شد

خیلی هاشون وقتی گفتم به خاطر هزینه ها عروسی نمی گیریم لب و لوچه شون آویزون شد و وا رفتن گفتن وا؟ به دلت می مونه ها!

و وقتی زندگی مشترکمون رو زیر یک سقف شروع کردیم دقیقا هیچ کدومشون به دیدنمون نیومدن!

هراز چندی هم تیکه اش رو بهمون می اندازن که ما دلمون رو واسه شام عروسی شما صابون زده بودیم

هرچند ما قرار گذاشته بودیم هرکی اومد خونه مون یه نهار یا شام تپل مهمونش کنیم که به دلشون نمونه

و بی انصافیه اگه نگم یکی از دوستهای ع و یک دوست گذشته من که الان جزو خاطره هاست هم اومدن خونه مون هم کادو بهمون دادن و شرمنده مون کردن واسه غذا هم نموندن!

-------------------------------------------------------------------------

حالا پروژه دوم کلید خورده!

بچه دار نمیشین؟

سنتون بالا داره میره ها!

دیر میشه ها!

اصلا اقدام کنین ببینین بچه دار میشین؟

کی بشه """"پسرتون""""" بغلتون نشسته باشه

فامیل شوهر که بدجوری رو این پسر بودنش تاکید دارن!

پدر شوهرم که میگه شماها می خواین منو مقطوع النسل کنین!!!!

خلاصه که مردم فقط همیشه اونی رو ازت می خوان که فعلا نمی خوای یا امکانش نیس

و مطمئنم بچه هم که به دنیا بیاد هیشکی به دیدنش نمیاد!

بخصوص اگه دختر باشه!!!!!!

ظاهرا هنوز دختر دار شدن مثل نگرفتن جشن عروسی یه جور افت کلاس به حساب میاد!!!!!!!!!!!1

بارالها

به من اونقدر شعور بده که قدر اون چیزی رو که تو برام صلاح میدونی بدونم!

/ 3 نظر / 6 بازدید
مرضیه

من یکی که منتظر دعوت بودم بیام خونتون. [عینک] (البته اون موقع، الان معذوریت اذن همسر دارم.) و تازشم اگر عروسی دعوت میکردی نمیومدم! [پلک] چون عروسی برادر شوهرم رو هم فقط برای شام رفتم! :0 مادر همسر من قببببل از بچه داری ما و ضمن اون توصیفاتی که از بچه نخواستنشون کرده بودم، گاه و بیگاه میگفت فلان چیز رو بخور پسر بیاری و این صوبتا! حتی پدر شوهرم هم گاهی میگفت پسر بیاری و اینا. خب ما به لطف خدا الان یه پسر سالم و خوب داریم، ولی اونا هنوز هم گاهی که قربون صدقه اش میرن( و واقعا براش میمیرن!!) بهش میگن دختر گل!! و گاهی تر به من میگن ایشالا دختر دار شدنت. و بسیارتر بهم میگن چرا یه دونه آوردی؟ (با محبت ولی بالاخره حرف و حدیثه دیگه) خلاصه اینکه عزیزم بیییییی خیییییییال! کاری به کار دیگران نداشته باش. خودتو همسرتو عشقه! [گل]

مرضیه

بله و جالبه که جدیدا اعلام مخالفت کرده.[متفکر] ما جریان ازدواجمون خیلی شبیه به همه. منم عروسی نگرفتم. و بعد از عروسی نداشته که میخواستیم یه ولیمه بدیم(مادر شوهرم میخواست بگیره)، بعضی ها گفتن واسه کادو میخوان دعوت کنند، که مادر همسرم گفت اصلا دعوت نمیکنیم. حالا حالا ها گیر حرف مردمی عزیزم. تازه بزار بچه دار بشی تاازه شروع میشه....!!!(ستاد روحیه دهی به هنوز بچه نداران عزیز)

مرضیه

سلام بی ربط: این وبلاگ رو دیدی آفروجان؟ womanart.blogfa.com شدیدا به همه دوستان و فامیل توصیه اش کردم و همه هم مشتریش شدند. شما هم یه سر به آرشیوش بزن. مطالب جالب و دید زیبا و قشنگی به زندگی داره[گل]