یکی از بچه هام  (یه پسر خیلی شیطون و درس نخون که یکسال پیش با من یک درسی داشت) تو راهرو منو دیده زده زیر خنده

میگم چیه ... چرا می خندی

میگه دیشب خوبتون رو دیدم

گفتم خدا رحم کنه چه خوابی برام دیدی؟

گفته به خدا استاد به خدا خوابتون رو دیدم

گفتم چی؟

گفت خواب دیدم دارم امتحان می دم ، داشتم تقلب می کردم یک  دفعه از پشت اومدی محکم خوابوندی پس سرم نیشخند

گفتم خوبه معومه هنوز ازم می ترسی شیطان

قابل توجه افسانه خانوم از خود راضی

/ 3 نظر / 4 بازدید
افسانه

نکن با مردم این کارو[نیشخند] پسر با این همه ریش و وجاهت و ابهت مردونه اش از یه دختر ۵۰ کیلویی بترسه ؟ آخرالزمون شده خدا [نیشخند]

کوتی

افسانه جون این دختر 50 کیلویی رو خوب اومدی [چشمک][زبان]

Afsaneh

در مقام استادی ، مهم نیست چند گرم هستی، همین طور کلمه ی استاد که گفته میشه وزن آدم یهو میره بالا [نیشخند]