حسی شبیه زنده به گور شدن

دارم برگه صحیح می کنم

به نظر من تصحیح برگه از کار توی معدن هم سخت تره

چون با چشای خودت می بینی که اونهمه جون کندن بی نتیجه بوده

حسی شبیه زنده به گور شدن

کاش همه اونایی که امشب با نفرت از من اشکی ریختن یا پکی به سیگار و قلیون زدن یا لگدی به بطری خالی دلستر تلخشون می دونستن که کام من الان از همه اونا تلخ تره

دارم برگه صحیح می کنم

تک تک برگه ها رو بو میکشم چون بوی بچه هامو میده

برگه دخترا بدون اینکه اسمشونو بخونی معلومه چون جای انگشتای کرم پودری روش مونده و نشون میده که صبح امتحان هم براشون مهم بوده خوشگل به نظر بیان

شرط می بندم نصف پسرا صبحانه نخورده اومده بودن سر جلسه چون حوصله نوشتن اسمشون رو هم نداشتن

آخه پسرا عادت دارن صبح یکی یک لقمه بده دستشون تا یادشون بیوفته گرسنه شونه

مثل پسر خودم که امروز نون شیرمال و کره داشت تا یادش بیاد دستایی هست که با عشق براش لقمه میگیره

زیادی عشقولانه شد سبز

/ 7 نظر / 5 بازدید
ساناز

آدرست رو تو وبلاگ مهگل همیشه اشتباه می نویسی. دات آی آر باید باشه.زیادی بهشون ارفاق نکن اما خب آسون هم نگیر. بگذار درس بخوانند و الکی بالا نیان[پلک]

افسانه

منم با مهگل وافقم، اینا درس بخون نیستن وقت خودشون و بقیه رو میگیرن فقط[نیشخند]

chera sakht migiri zendegie khodeshone, to ke hoghogheto migiri, be toam ke kasi chize bishtari nemide age ghabool beshan

مهگل

ممنون ساناز جون.اونوقت به من میگه تو آدرس وبلاگ منو اشتباهی به بقیه میدی از حسودی [عصبانی]

افسانه

[نیشخند] فکر کردم اینو نخو ندم

الهام

نمیدونم واقعا چی بگم بهت/ استاد که اینجوری نمیشه ؟ یعنی همه استادا جلو روی شاگرد با ادب هستن بعد .................