کنجد

این روزا همش خبرای بد می شنوم

یک دوست خوب از همسرش جدا شد

خواهر دوستم دچار سرطان کبد شده و شیمی درمانی رو شروع کرده

دختر عمه مامانم سرطان سینه گرفته و بعد از جراحی داره شیمی درمانی میشه

پدر دوستم سرطان داشت و متاسفانه کبدش رو هم درگیر کرده و حالش اصلا خوب نیست

فهمیدم برادر دوستم که مدتی دوستیمون دورادور بود و الان دوباره نزدیک شده سرطان خون داره

سه تا از دانشجوهای دانشگاه از دنیا رفتن

دختر یکی از آشناها که 2.5 ساله عقد کرده بود و اخر تیر عروسیش بود داره جدا می شه

لطفا برای همه شون دعا کنید

--------------------------------------------------------

این روزا سرم به خوندن وبلاگ کنجد مرضیه گرمه

مرضیه جان به خاطر اینهمه حس مادرانه بهت غبطه می خورم و امیدوارم خودت ، همسرت و پسرت همیشه شاد و مومن و سربلند باشید

/ 4 نظر / 3 بازدید
کوتی

ایشالا که خیره خدا به همشون کمک کنه وب کنجد مرضیه رو من یه روزه خوندم و بسی کیف کردم [قلب] راستی از افسانه چه خبر ؟ [سوال] دوباره وبش بستست یه مدت سر زدم دیدم بستست گفتم شاید اینجا پیداش کنم که اینجام کم پیداست امیدوارم حاش خوب باشه , سلام منو بهش برسون

مرضیه مامان سپهر

خدا برای همه بهترین ها رو پیش بیاره ان شاالله. ----- [لبخند][ماچ][گل] ایشالا مادرانه های عاشقانه شما رو بخونیم [قلب]

افسانه

الان افسانه اینجاست [پلک] من کلا آفریده شدم که وبلاگ بزنم و بعد ببندمش [تعجب]

افسانه

همه ی اینها قسمتی از داستان انسان روی زمینه [خنثی] آفرو جان خبرای خوب رو هم بزن، حتما هست[گل]