خوش گذشت

خیلی خوش گذشت

خیلی

خیلی

خیلی

فردا میام عکس می ذارم

سپهر کوچولو جیگری شده برای خودش

خدا حفظش کنه واسه پدر مادرش

راستی یه خانوم چاق پیر هم باهامون اومده بود نیشخند

خیلی دست و پاگیر بود اعصابمونو خورد کرد اصلا چشم

/ 9 نظر / 2 بازدید
افسانه

اتفاقا دیدی تو بغل اون خانمه ی چاق و با تجربه ، سپهر چه راحت خوابش میبرد؟ چون بچه یه جای نرم و گرم میخواد روی استخوون که بچه بدن درد میگیره ، خوابش هم نمیبره [نیشخند]

فرشته

چقدر وبت باحاله[نیشخند] بت نمیاد آزمون دکترا داده باشی[نیشخند]

مهگل

آها بگو پس چرا زرافه های من گشنه تشنه موندن.خانوم رفته ددر دودور [منتظر]

کوتی

خوشحالم که بهتون خوش گذشته [بغل][ماچ][قلب]

کوتی

اگه افتخار داشتم حتما یکبار همراهیتون میکنم [ماچ] اونموقع خانمهای چاق و پیر میشن دوتا [پلک][نیشخند]

افسانه

کوتی جون هرچند پیرو چاق نیستی ولی بیا به اینا محل نزاریم [نیشخند]

کوتی

افسانه جون [بغل][مغرور]

افسانه

فاطمه جون [بغل][نیشخند] ورود افراد زیر ۵۵ کیلو به پارک بانوان ممنوع [منتظر]

افسانه

اینو گفتم تا حرصتون در بیاد[نیشخند]