خبرهای خوب در راهند!

خوب به پیشنهاد افسانه جون دارم خبرهای خوب رو هم می نویسم

1- دوستانی دارم بهتر از آب روان

2- خاله ماری ایرانه و اگه بلاخره یکی بهم بگه قرار با خاله ماری کی و کجاست تمام تلاشم رو می کنم که برم ببینمش قلب

3- هفته پیش توی جاده تصادف کردیم و خدارو شکر که:

- کمربند ایمنی بسته بودیم

- ترمزهامون درست کار کرد

- ماشینمون محکم بود

- لاستیک هامون رو تازه عوض کرده بودیم

- مثل پرشیای پشت سری بین دوتا ماشین نموندیم و ماشین جلویی بودیم

- بچه همراهمون نبود

- تصادف با اینکه شدید بود ولی صدمه جانی نداشت

خدایا شکرت!

وای ولی خدا به روز هیچکس نیاره پرشیای پشتیمون نو بود و شد ماشین چپی

اما فیزیک ماجرا خیلی قشنگ بود رسیدم دانشگاه واسه دانشجوهام درسش رو دادم ماشینه از پشت و جلو خورده بود ولی شدت ضربه اونقدر زیاد بود که سقفش درست روی ستون وسط تاب برداشت

به این میگن موج انتقال ضربه که به بدبختی باید تو کله بچه ها فرو کنم

4- دکترا دعوت به مصاحبه نشدم چون سازمان سنجش زد زیر قولش و نصف تعدادی که گفته بود به مصاحبه دعوت کرد

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
افسانه

نرگس جون ممنون از خبرهای خوبت که نصفش پر از حادثه های به خیر شده و غیره بود [خنده]

افسانه

دیدی ما ایرانی ها دوست داریم اول نفر تو هر صفی باشیم، لازم باشه نیمه شب میریم زنبیل میزاریم، با این مقدمه اومدم بگم که اولین نفر برای تبریک تولدت هستم [نیشخند][گل][ماچ][بغل][قلب][گل]

کوتی

آفرو جوووونم تولدت مبارک [بغل][ماچ][هورا]