نوه ما و نوه اونا

بازم شمال بودیم

مرغمون کرچ شده و به زودی نوه دار میشیم

تو این چند روز فنچ ماده مریض شده بود و من مردم و زنده شدم تا خوب بشه چون همش تقصیر من بود

بهش خیار داده بودم و به خاطر خیار مریض شده بود

الان خدارو شکر خوبه

-------------------------------------------------------------------------------------

پروژه بچه دار شدن ما در خانواده همسر کلید خورده!

توی دوروزی که شمال بودیم 200 بار تذکر گرفتیم که سنتون مره بالا و شماها بخار ندارین و این حرفا

اوووف

اقای شوهر هم افتاده بود رو دنده شوخی که من 10 سال دیگه تازه می خوام بهش فکر کنم اگه اون موقع موافق بودم بچه دار می شم اگر نه که هیچی قبل از 10 سال هم حرفشو نزنین

بعد هی همه جیغ میکشیدن که نههههههههههههه

مادر شوهر که گفت دیگه حق نداری پاتو تو این خونه بذاری شیطان

منم به همه گفتم من بچه خیلی دوست دارم ع نمیخواد نیشخند

/ 2 نظر / 9 بازدید
افسانه

من میخواستم مرغ عشق بگیرم ولی به دلایلی نشد! فعلا منتظرم ببینم خودشون کی از راه میرسن [قلب]

افسانه

خیلی خوشگلن [قلب] عکساشون رو برام بفرست، عاشقشون شدم [نیشخند]